منصور حقیقت پور گفت: این جفاست که آقای عراقچی در آمریکا با آمریکاییها مذاکره میکند و ما کفن بپوشیم، برویم مقابل منزلش فحاشی کنیم و بعد هم طرح استیضاح او را آماده کنیم. این جفاست که آقای قالیباف برای مذاکره برود و دستاورد داشته باشد. به نظر من دستاوردی که در اسلامآباد داشتند، دستاورد مثبت و خوبی بود؛ اما عدهای بیایند و به او توهین کنند.

به گزارش مهندسی ترافیک و حمل و نقل چیست؟، منصور حقیقت پور، فعال سیاسی اصولگرا و از چهره های نزدیک به شهید علی لاریجانی، در گفت و گویی به بیان نکاتی درباره ویژگی های این شهید، علت ردصلاحیت او از سوی شورای نگهبان، تندرویها در کشور و … پرداخته است. بخشی از این گفت و گو به نقل از روزنامه شرق به شرح زیر است: وقتی نام شما مطرح میشود، یکی از اولین نامهایی که به ذهن میرسد، شهید علی لاریجانی است. شما سالهای زیادی با ایشان همکاری نزدیک داشتید و در این چند ماه، جای خالی شهید لاریجانی در عرصه سیاسی و امنیتی کشور بسیار احساس شده است. از نظر شما کدام ویژگی سیاسی و امنیتی ایشان کمتر مورد توجه قرار گرفته و مردم کمتر از آن اطلاع دارند؟ آقای دکتر شهید لاریجانی یک شخصیت بیبدیل بود. من امروز کسی را حتی در نصف قواره آقای دکتر لاریجانی نمیبینم و نمیشناسم. آقای دکتر لاریجانی ویژگیهای ممتازی داشت. در واقع مجموعهای از خصوصیات و قابلیتهای مختلف در یک نفر جمع شده بود. ایشان سیاست را میفهمید، امنیت را میفهمید، اقتصاد را میشناخت و با اندیشه بسیاری از متفکران سیاسی، اجتماعی و فلسفی کشور و منطقه آشنایی داشت. ایشان صبر فوقالعادهای داشت و اخلاق، پایه رفتار ایشان بود. برای دردهای کشور هم درمان سراغ داشت. بالاخره ۱۲ سال در مجلس حضور داشت، مسائل و مشکلات کشور را از نزدیک دیده، با مناطق مختلف آشنا شده بود و در میدان حضور داشت. یکی از ویژگیهای بسیار ممتاز آقای دکتر لاریجانی که امروز خیلیها از آن برخوردار نیستند، قدرت جمعکردن بود. یعنی میتوانست میان سیاسیون و نظامیان قرار بگیرد، حرفهایشان را بشنود و بعد به یک جمعبندی برسد. مهمتر اینکه این جمعبندی مورد قبول واقع میشد؛ چون حرف غیرمنطقی نمیزد و اساس رفتار ایشان بر عقلانیت استوار بود. دردها و مشکلات امنیتی کشور را هم بهخوبی میشناخت. به نظر من، دشمنان، آقای دکتر لاریجانی را بیشتر از دوستانش شناخته بودند. در عرصه سیاسی و در سطح بینالمللی هم آقای دکتر لاریجانی حرف برای گفتن داشت. شما اظهارات آقای پوتین را دیدید. من خودم در چند جلسه خارج از کشور همراه ایشان بودم که با رؤسای جمهور و مقامات بلندپایه کشورها ملاقات داشتند. همه آنها اظهار میکردند آقای لاریجانی شخصیت بیبدیلی در مذاکره است؛ مذاکره را میفهمد و اقتضائات زمان را هم درک میکند. این موضوع بسیار مهم است. امروز یک دوقطبی نامتقارن ایجاد شده است؛ یک قطب کوچک اما دارای بلندگو که با صدای بلند میگوید باید بجنگیم و یک قطب بزرگ که بلندگو ندارد و میگوید شاید از مسیر مذاکره هم بتوانیم مسائل را حل کنیم. این تصویری است که از دوقطبیشدن جامعه به وجود آمده است. اما آقای دکتر همانطور که نیروهای مسلح را تأیید و حمایت میکرد، یکی از ارکان جدی مذاکره هم بود. اتفاقا عقلانیت همین است. ما نمیتوانیم یک جنبه درگیری، یعنی عملیات نظامی و نظامیگری را ترجیح بدهیم و آن یکی را تعطیل کنیم؛ همانطور که نمیتوانیم فقط مذاکره را ترجیح بدهیم و جنبه نظامی را کنار بگذاریم. عقلانیت حکم میکند بر پایه اقتضائات شرایط جلو برویم و ببینیم در کدام وضعیت میتوانیم بیشترین منافع ملی کشور را با کمترین هزینه تأمین کنیم. امروز اگر دفاع از چارچوبی که در اسلامآباد بسته شد، تأمینکننده منافع ملی ماست، باید دنبال ادامه آن برویم. آقای دکتر لاریجانی هم همین را میپسندید. اما اگر به این نتیجه برسیم که با یک جریان زورگو و خشن طرف هستیم، باید برویم و بجنگیم. مهم، درک شرایط است؛ چه شرایط امنیتی، چه نظامی و چه سیاسی. آقای دکتر لاریجانی این مسائل را در عالیترین سطح درک میکرد. بالاخره ایشان پاسدار بود، معاون وزیر سپاه بود، نظامیگری را میفهمید، رئیس ستاد مشترک سپاه بود و مسائل نظامی را میشناخت. دبیر شورای عالی امنیت ملی هم بود و مسائل امنیتی را بهخوبی متوجه میشد. ایشان شرایط جامعه، وضعیت اقتصادی و معیشت مردم، مسائل امنیتی و توان نظامی کشور را کنار هم میگذاشت و بعد تصمیم میگرفت. اگر امروز لازم باشد بجنگیم، باید بجنگیم؛ اما اگر لازم باشد مذاکره کنیم و از طریق مذاکره با هزینه کمتر منافع ملی خودمان را تأمین کنیم، باید وارد مذاکره شویم. البته وقتی میخواهیم مذاکره کنیم، باید مذاکره قدرتپایه داشته باشیم. باید با لهجه قدرت صحبت کنیم. ورود به مذاکره به معنای ذلیلبودن نیست. لهجه ما باید لهجه قدرت باشد. باید بگوییم ما برابریم، شما حق ندارید به ما زور بگویید و حق ندارید چیزی را به ما تحمیل کنید. برعکس، باید از لبنان خارج شوید، اراضی لبنان را که تصاحب کردهاید، تخلیه کنید و آتشبس برقرار شود. ما میتوانیم با چنین لحن قدرتمندی وارد مذاکره شویم و کار را جلو ببریم. ظلمهایی را که در حق لاریجانی شد، بهموقع بازگو میکنم یکی از ویژگیهای بسیار مهم شهید لاریجانی، صبر ایشان بود. چند سال از سوی جریانهای تندرو با بیمهری مواجه شد؛ حتی ماجرای پرتاب مهر به سمت ایشان را به خاطر داریم. اما بعد از شهادت لاریجانی، همان افرادی که به او حمله میکردند، از محبوبیت و جایگاهش سخن گفتند. بااینحال امروز میبینیم همان رفتارها در قبال شخصیتهای دیگری تکرار میشود. شما این تناقض را چطور تعبیر میکنید؟ من این موضوع را در مصاحبه دیگری با ایسنا هم مطرح کردهام. ما یک جریان تند در کشور داریم که اینها اقلیت هستند. از ۳۰۰ نماینده مجلس، حدود ۳۰ نفر یا حتی ۲۷، ۲۸ نفر متعلق به این جریان هستند. در سطح کشور هم وضعیت همین است. در تهران چند درصد مردم در انتخابات شرکت کردند؟ اینها آمدند و رأی دادند، اما بخش بزرگی از مردم قهر کردند و رأی ندادند. در نتیجه این افراد وارد مجلس شدند. این جریان بهراحتی میتواند آقای هاشمیرفسنجانی را بزند و از روی او عبور کند، آقای ناطقنوری را بزند و عبور کند، سیدحسن خمینی را بزند و عبور کند و آقای دکتر لاریجانی را هم در موقعیتهای مختلف مورد حمله قرار بدهد. مگر فقط همان ماجرای پرتاب مهر بود؟ در حوادث سال ۸۸ مگر به آقای لاریجانی نمیگفتند «ساکت فتنه؟». به نظر من ایشان «عاقل فتنه» بود، نه «ساکت فتنه». فتنه، احمدینژاد بود که به اعتقاد من فتنهاش هنوز هم ادامه دارد. آقای دکتر لاریجانی عاقل بود و عاقلانه رفتار کرد. رفتار ایشان بر پایه عقلانیت بود و صبر بسیار زیادی هم داشت. بله، من حضور داشتم و ظلمهایی را که در حق آقای دکتر لاریجانی شد، دیدم. بهموقع این مسائل را باز خواهم کرد و مطرح میکنم که در شورای نگهبان چه فیلمهایی بازی، چه سناریوهایی طراحی کردند و چه اقداماتی انجام دادند تا رأی عدهای از مردم که حق رأی داشتند، به سمت آقای دکتر لاریجانی نروند. این جریان ویژگیهای خاصی دارد. من برای آنها از تعبیر «نئوفُرقان» استفاده کردهام. اینها با شخصیتها بهگونهای رفتار میکنند که مردم میبینند چه بیاعتناییهایی صورت میگیرد. میدانید چقدر از افراد مسئول به ما زنگ زدند؟ زمانی که آقای دکتر هنوز به شهادت نرسیده بود، افرادی تماس میگرفتند و میگفتند به دکتر بگویید ما را حلال کند. حتی وزیری به من زنگ زد و گفت به دکتر بگویید من را حلال کند. صبر آقای دکتر، متانت ایشان، خضوع و ولایتپذیریاش باعث شد خیلی از این افراد متحول شوند و بگویند ما چه ظلمی در حق آقای دکتر لاریجانی انجام دادیم. ما غربتهای ایشان را درک کردیم، با او بودیم و میدانیم چقدر به ایشان سخت گذشت. من فکر میکنم شهادت برای آقای دکتر لاریجانی مقدر شده بود. احساس من این است که خود ایشان هم فکر میکرد به شهادت خواهد رسید. خیلی وقتها مطالبی را به ایشان میگفتیم و ایشان پاسخ میداد: «شما فکر میکنید ما تا آخر سال زندهایم؟». یا میگفت: «شما فکر میکنید ما تا آخر زندهایم که این حرفها را میزنید؟». بله، ایشان ذخیرهای برای نظام جمهوری اسلامی ایران بود و این ذخیره با هدایت امام شهید، در آن شرایط بسیار حساس مسئولیت پذیرفت. میتوانست قهر کند و بگوید وقتی صلاحیت من را تأیید نکردید، چرا باید مسئولیت بپذیرم؟ اما این کار را نکرد. با علم به اینکه من احساس میکردم خودش هم به این نتیجه رسیده که شهید خواهد شد، مسئولیت را پذیرفت. چه در زمان حیات رهبری و چه بعد از شهادت ایشان، آقای دکتر لاریجانی برای قوامبخشی به نظام تلاش کرد. خصوصا بعد از شهادت رهبری، تلاش عمده ایشان این بود که شورای موقت شکل بگیرد و بلافاصله مجلس خبرگان تشکیل و تصمیمگیری شود. الحمدالله این اتفاق افتاد. ایشان نیروهای نظامی، نیروهای امنیتی، نیروهای میدان و جریانهای سیاسی را با یکدیگر هماهنگ میکرد. در آن مقطع، شکوفایی توان نظامی و مقاومت ما شکل گرفت و به اعتقاد من مهندسی و معماری این هماهنگی با آقای دکتر شهید لاریجانی بود. کارگردانان ردصلاحیت لاریجانی را رسوا خواهم کرد فقط یک سؤال دیگر درباره این بخش بپرسم. ماجرای ردصلاحیت شهید لاریجانی در شورای نگهبان بیشتر ناشی از تسویهحسابهای سیاسی بود یا موضوع حضور دختر ایشان در آمریکا مطرح بود؟ چون هنوز دلایل واقعی آن اتفاق روشن نشده است. دلایل مختلفی دارد. الان به مصلحت نمیبینم این مسائل را باز کنم، اما این اسرار را یک روز رونمایی میکنیم و میگوییم چه اتفاقی افتاد. فعلا فقط به صحبت مقام معظم رهبری شهیدمان اکتفا میکنم که فرمودند جفا و ظلم شد. فعلا مردم همین را قبول کنند که در حق آقای دکتر لاریجانی جفا و ظلم شد؛ اما کارگردانانی را که در آنجا سناریو طراحی کردند، بهموقع رسوا خواهم کرد و اسامی آنها را اعلام میکنم. عامل ازبینرفتن مرجعیت خبری صداوسیما همین جریان تندرو است به موضوع صداوسیما بپردازیم. شما بارها از سر دلسوزی نسبت به عملکرد این سازمان انتقاد کردهاید و تذکر دادهاید، اما صداوسیما همچنان مسیر گذشته را ادامه داده و اصلاح محسوسی در عملکردش دیده نشده است. حتی شاید بتوان گفت وضعیت بدتر هم شده است. از طرفی هنوز مشخص نیست آقای جبلی در مسئولیت خود باقی میماند یا تغییر میکند. امروز عملکرد صداوسیما را چطور ارزیابی میکنید؟ وضعیت بد است و آن بیماری همچنان در صداوسیما وجود دارد. همان جریان تندرویی که درباره آن صحبت کردم، در اینجا هم حضور دارد. من یک تعبیر درباره این جریان دارم. اینها بهاندازهای مغرور هستند که یافتههای خودشان را حق میدانند و یافتههای دیگران را ناحق. الان هم همینطور هستند. خودشان را محق میدانند که به نیابت از جمهوری اسلامی ایران تصمیم بگیرند، حرف بزنند و فکر کنند. من در جایی گفتهام بعضی از این افراد باید به خاطر خسارتی که به جمهوری اسلامی ایران وارد کردهاند، محاکمه شوند؛ حتی از تعبیر «دادگاه صحرایی» استفاده کردم. جمهوری اسلامی ایران به خاطر تحریمها میلیاردها دلار خسارت پرداخت کرده است. عامل این وضعیت چه کسانی هستند؟ همین افراد. عامل اینکه مرجعیت خبری صداوسیما لکهدار شده و از بین رفته، همینها هستند. امروز مرجع خبری مردم از داخل کشور به خارج از کشور منتقل شده است. نباید به مردم اخبار دروغ داد. چرا در جنگ گفتند ما تعدادی جنگنده اف-۳۵ زدهایم؟ پس کجاست؟ چرا این جنگندهها را نشان نمیدهند؟ با افرادی که این اخبار دروغ را منتشر کردند، چه برخوردی شد؟ هیچ برخوردی نشد. البته فقط در این موضوع نیست که برخوردی نشده است. مگر در ماجرای ۲۲ بهمن قم برخوردی شد؟ مگر در حرم امام برخوردی شد؟ مگر در مشهد، در مراسم تشییع پیکر امام شهیدمان، به سه نفر از مسئولان و رؤسای قوای کشور توهین نشد؟ مگر همین حالا این کفنپوشها به مقابل منزل آقای روحانی نمیروند و فحاشی نمیکنند؟ مگر مقابل منزل یا وزارتخانه آقای عراقچی نمیروند و توهین نمیکنند؟ توهین به عراقچی و قالیباف عین رفتار خوارج است اگر نکتهای باقی مانده که من درباره آن سؤال نکردم و شما مایل هستید مطرح کنید، بفرمایید؟ مسائل زیاد ست، اما من در این موقعیت حساس یک درخواست از همه مردم دارم. ازتصمیمات نظام، تصمیمات رهبری و تصمیمات دولت حمایت کنیم؛ حتی اگر نسبت به بعضی از آنها انتقاد یا اشکالی داشته باشیم. بگذاریم مسئولان و مقامات کشور بتوانند راحتتر تصمیم بگیرند و برای حل مشکلات با مانع مواجه نشوند. این جفاست که آقای عراقچی در آمریکا با آمریکاییها مذاکره میکند و ما کفن بپوشیم، برویم مقابل منزلش فحاشی کنیم و بعد هم طرح استیضاح او را آماده کنیم. این جفاست که آقای قالیباف برای مذاکره برود و دستاورد داشته باشد. به نظر من دستاوردی که در اسلامآباد داشتند، دستاورد مثبت و خوبی بود؛ اما عدهای بیایند و به او توهین کنند. این جفاست که در مراسم تشییع پیکر امام شهیدمان در مشهد، ۴۰ نفر جمع شوند و به سه نفر از سران قوا که در مراسم حضور داشتند، فحاشی کنند. به نظر من این ظلم است و عین رفتار خوارج است. بااینحال میبینیم که برخوردی هم با این افراد صورت نمیگیرد.